دل نوشته هاي يك رامسري

متن مرتبط با «داستان آینده ی یک دختر بچه ی خیابونی» در سایت دل نوشته هاي يك رامسري نوشته شده است

رفیق

  • نیلوبلاگ

    خدایا! کودکان گل فروش را می بینی؟! مردان خانه به دوش، دخترکان تن- فروش، مادران سیاه پوش، کاسبان دین فروش، محراب های فرش پوش، پدران کلیه فروش، زبان های عشق فروش، انسانهای آدم فروش، همه رامی بینی؟! می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم، دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد رفیق…!!!...

    ادامه مطلب
  • اشکهای من..

  • نیلوبلاگ

    اشکهای من از غصه نیست فقط… چشمهای من خجالتیست چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند !...

    ادامه مطلب
  • داستان کوتاه (طمع دکتر)

  • نیلوبلاگ

    پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید. بچه ماشین بهش زد و فرار کرد. پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید. پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم. خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید. اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه. صبح روز بعد… همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید...

    ادامه مطلب
  • داستان آینده ی یک دختر بچه ی خیابونی

  • نیلوبلاگ

    تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!! نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا...اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم… بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ باشه فقط ۳ تا باش...

    ادامه مطلب
  • تو این دنیا

  • نیلوبلاگ

    تو این دنیا با دوتا جمله عربی به هم محرم میشن اما با یک دنیا عشق نه......

    ادامه مطلب
  • می گویند..

  • نیلوبلاگ

    میگویند: اسب نجیب است. سگ وفا دارست. روباه حقه باز است. شیر شجاعست. خوک شهوت رانست. خرگوش ترسوست. الاغ نفهم است. گرگ خونخوارست. راستی آدم… تو که همه اینها را یک جا داری چه جور جانوری هستی…!!!...

    ادامه مطلب
  • بدترین درد

  • نیلوبلاگ

    ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم ! امـا …. حقیقـت اینه که : از دست دادن ِ خــودمـون و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم …. گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!...

    ادامه مطلب
  • کور نیست...

  • نیلوبلاگ

    طرفت کور نیست فقط چشاشو  رو خیلی از بدیهات بسته  همین ! پس آدم باش ......

    ادامه مطلب
  • به سلامتی عاشقا...

  • نیلوبلاگ

    سلامتي همه عاشقايي كه مثل من با شنيدن جمله "ببخشيد عزيزم" همه بدي هاي عشقشونو فراموش ميكنن ......

    ادامه مطلب
  • نیا باران...

  • نیلوبلاگ

    نیا باران! عاشقانه اش نکن! من و او ما نشدیم!...

    ادامه مطلب
  • یه وقتایی...

  • نیلوبلاگ

    یه وقــتایـــی دلــــــت میخــــواد یکـــی از پشـــت ســـر چشمــات و بگیــــره و ازت بـــپرسه : اگـــه گفتــــی من کــــی ام ؟  تــــو هم دستـــاش و بگیری و بگــــی : هر کــــی هستــی بمــــون..... ...

    ادامه مطلب
  • گويش دختر ها

  • نیلوبلاگ

    گویش دختران در سال 81: عزیزم ، عشقم چرا ناراحتی؟ قربونت برم گویش دختران در سال 86: عزیزم، عشقم چرا ناراحنی؟ قلبونت برم گویش دختران در سال 91: عجیجم، عجقم چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم گویش دختران در سال 96: دیبیلیم، عولوپولو، بیلی بولونات!  ...

    ادامه مطلب
  • یکم به کفشات نگاه کن

  • نیلوبلاگ

    هیچ وقت به کفشات نگاه کردی؟ دوهمراه دو عاشق با هم کثیف میشن با هم تمیز میشن با هم با اب بارون خیس میشن اگه یکیشون نباشه اون یکی زندگی براش بی معنی میشه ای کاش ما ادما یکمی از کفشامون یاد میگرفتیم...

    ادامه مطلب
  • تنها بهانه تو چیست؟

  • نیلوبلاگ

    باران بهانه ای است برای من که تو زیر چتر من تا ته کوچه بیایی،کاش نه بارانی بند می امد نه کوچه پایانی  داشت.........    ...

    ادامه مطلب
  • دلت میگیره چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم خدا از آسمون بیاد پایین اشکامو پاک کنه دستمو بگیره وبگه:اینجا ادما اذیتت میکنند؟بیا بریم........       ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    اشکهای من.. | داستان کوتاه (طمع دکتر) | داستان آینده ی یک دختر بچه ی خیابونی | تو این دنیا | می گویند.. | بدترین درد | کور نیست... | به سلامتی عاشقا... | نیا باران... | یه وقتایی...