سلام به دوستاي خوبم اميدوارم حالتون خوب باشه اميدوارم از حرف هام خوشتون بياد نظر فراموش نشه ها!!!
خدایا!
کودکان گل فروش را می بینی؟!
مردان خانه به دوش،
دخترکان تن- فروش،
مادران سیاه پوش،
کاسبان دین فروش،
محراب های فرش پوش،
پدران کلیه فروش،
زبان های عشق فروش،
انسانهای آدم فروش،
همه رامی بینی؟!
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد رفیق…!!!
برچسب: رفیق,
نویسنده: بي نام و نشون
زندگی جریان دارد
حتی در جوهر خودکارم
که تنها بلد است
نام تو را بنویسد
برچسب: نام تو,
نویسنده: بي نام و نشون
چهار فصل کامل نیست
هوای تو هوای
دیگریست...
برچسب: چهار فصل,
نویسنده: بي نام و نشون
در شهر بودم
دیدم
هر کس به دنبال چیزی می دود
یکی به دنبال پول
یکی به دنبال چهره دلکش
یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد
یکی به دنبال نان
یکی هم به به دنبال اتوبوسی !
اما دریغ
هیچکس دنبال خدا نبود !!!
برچسب: دنبال خدا,
نویسنده: بي نام و نشون
کدام آدم و حوا ؟
ما حاصل یک جهش در ژن آفتاب پرستیم
که به این سرعت رنگ عوض می کنیم...
برچسب: کدام آدم و حوا ؟,
نویسنده: بي نام و نشون
کلافه ام
درست شبیه لحظه ای که مادربزرگ نمی تواند سوزن نخ کند
برچسب: کلافه,
نویسنده: بي نام و نشون
اشکهای من از غصه نیست فقط…
چشمهای من خجالتیست
چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند !
برچسب: اشکهای من,
نویسنده: بي نام و نشون
پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت
با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.
بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.
پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.
پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.
خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم
پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.
اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:
این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.
صبح روز بعد…
همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید
برچسب: داستان کوتاه (طمع دکتر),
نویسنده: بي نام و نشون
تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!!
نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا...اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…
بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم
فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ باشه فقط ۳ تا باشه اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم ! فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت سریع کوله پشتیشو برداشت و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم..فقط نگاه...فقط نگاه...
برچسب: داستان آینده ی یک دختر بچه ی خیابونی,
نویسنده: بي نام و نشون
همه چیز و همه کس را دوست بدار ،اما به هیچ کس و هیچ چیز دل نسپار. ............
عشق مانند هوا همه جا جاریست،تو نفسهایت را قدری جانانه بکش. ................
تمام محبت های خود را به پای دوست بریز ولی به او اطمینان نکن...............
برچسب: اطمينان,
نویسنده: بي نام و نشون
تو این دنیا با دوتا جمله عربی به هم محرم میشن
اما با یک دنیا عشق نه...
برچسب: تو این دنیا,
نویسنده: بي نام و نشون
میگویند:
اسب نجیب است.
سگ وفا دارست.
روباه حقه باز است.
شیر شجاعست.
خوک شهوت رانست.
خرگوش ترسوست.
الاغ نفهم است.
گرگ خونخوارست.
راستی آدم…
تو که همه اینها را یک جا داری چه جور جانوری هستی…!!!
برچسب: می گویند,
نویسنده: بي نام و نشون
ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد
از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم !
امـا …. حقیقـت اینه که :
از دست دادن ِ خــودمـون
و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم ….
گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!
برچسب: بدترین درد,
نویسنده: بي نام و نشون
طرفت کور نیست
فقط چشاشو
رو خیلی از بدیهات بسته
همین !
پس آدم باش ...
برچسب: کور نیست,
نویسنده: بي نام و نشون
سلامتي همه عاشقايي كه مثل من با شنيدن جمله "ببخشيد عزيزم" همه
بدي هاي عشقشونو فراموش ميكنن ...
برچسب: به سلامتی عاشقا,
نویسنده: بي نام و نشون